تبليغاتX
 وبلاگی برای خوبان

دم خروس یا فریاد یا ابالفضل

در خبرها داشتیم حسین رضا زاده قهرمان سنگین وزن وزنه برداری جهان و المپیک در آستانه ی شروع بازیهای المپیک پکن ، طی نامه ای خبر از خداحافظی خود از میادین ورزشی را بر خلاف میل باطنی اش اعلام کرد .

اعلام این خبر تا اندازه ای برای من مشکوک است . چرا که حسین رضازاده درست سه روز پیش در مصاحبه ای با شبکه سوم سیما – اخبار ورزشی - خبر از آمادگی کامل خود می دهد ، روز بعد با تاخیر در تست دوپینگ شرکت می کند و روز بعد از آن به ناگاه اعلام می کند که با اصرار پزشکان و متخصصان و درخواست رئیس فدراسیون وزنه برداری این  تصمیم را گرفته است .

در اینکه حسین رضازاده یکی از استثنائات ورزشی تاریخ ورزش ایران است ، شکی وجود ندارد ، اما متاسفانه از زمانی که به عنوان یک وسیله تبلیغاتی از وی در مراسم و برنامه های مختلف توسط حکومت سوء استفاده شد کم کم از ارزش و اعتبار او در نزد مردم کاسته شد . حتی دادن لقب جهان پهلوان از سوی حکومت نیز نتوانست در بهبود این روند تاثیری بگذارد .

البته نباید از توقعات  بالای وی خصوصآ بعد از  رد  پیشنهاد  ترکیه  غافل بود . او که سعی می کرد با استفاده از این منت گذاری به نوعی مسئولان را تحت فشار بگذارد تا بتواند سهمی برای خود بگیرد ، بعد از اینکه دید از این نمد کلاهی به او نمی رسد به ناگاه در چندین تبلیغات تجاری ظاهر می شود و این برخلاف انتظاری بود که مسئولان از وی داشتند .

حسین رضازاده که با استفاده و برنامه ریزی رسانه های حکومتی همواره سعی می شد به عنوان سمبل وطن پرستی خصوصن بعد از رد پیشنهاد کشور ترکیه مطرح شود ، به ناگاه در یک تبلیغات 200 میلیونی برای شرکت املاک رابینسون دبی ، مردم را تشویق به خروج سرمایه و سرمایه گذاری در خارج  از کشور می نماید و اینجا بود مردم مانده بودند فریاد یا ابوالفضل رضازاده را باور کنند یا دم خروس را .مسئولان حکومتی که از این حرکت جهان پهلوان خود جا خورده بودند ، سریعآ بخشنامه می کنند که ورزشکاران ملی حق شرکت در تبلیغات تجاری را ندارند و این در حالی است که شنیده شده  او براساس قراردادی که با این شرکت تبلیغاتی دارد باید در چند تیزر تبلیغاتی دیگر این شرکت حضور پیدا کند .

به هر حال اعلام این خبر در این روزها ، آنهم در جامعه ای که مردم آن بنا به دلایلی که این یادداشت مجال پرداختن به آن نیست ، تخصص دارند  تا از هر خبری شایعه سازی نمایند ،برای من مشکوک است .

به هر حال من اتحاد سنگ و تیرکمان و بال پرستو را باور نمی کنم.

برگرفته از سایتhttp://www.seaward.blogfa.com/


 

نوشته شده توسط آسمان در دوشنبه 7 مرداد1387 ساعت 21:42 موضوع | لینک ثابت


بهشت و جهنم

شخصي از پروردگار درخواست نمود به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذيرفت و او را وارد اتاقي نمود كه مردم در اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه گرسنه و نا اميد و در عذاب بودند . هر كدام قاشقي داشتند كه به ديگ مي رسيد ولي دسته قاشق ها بلند تر از بازوي آنها بود بطوريكه نمي توانستند قاشق را به دهانشان برسانند ، عذاب آنها وحشتناك بود .

آنگاه خداوند به او گفت اينك بهشت را به تو نشان ميدهم ، او به اتاق ديگري كه درست مانند اتاق اولي بود وارد شد . ديگ غذا ، جمعي از مردم و همان قاشق هاي دسته بلند . ولي در آنجا همه شاد و سير بودند . آن مرد گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حاليكه شرايط با اتاق بغلي يكسان است ؟ خداوند تبسمي كرد و گفت : خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند كه يكديگر را تغذيه كنند . هر كسي با قاشقش غذا دهان ديگري ميگذارد چون ايمان دارد كسي هست غذا در دهانش بگذارد .


 

نوشته شده توسط شب شکن در شنبه 18 خرداد1387 ساعت 21:42 موضوع | لینک ثابت


ساختن دنیا

پدر روزنامه مي خواند .اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي شد.حوصله ي پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را-كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد- جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.

-"بيا ! كاري برايت دارم . يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم .ببينم مي تواني آن را دقيقا همان طور كه هست بچيني ؟"

و دوباره سراغ روزنامه اش رفت.مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است.اما يك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه ي كامل برگشت.

پدر با تعجب پرسيد:"مادرت به تو جغرافي ياد داده؟"

پسرجواب داد:"جغرافي ديگر چيست؟"

پدر پرسيد:"پس چگونه توانستي اين نقشه ي دنيا را بچيني؟"

پسر گفت:" اتفاقا پشت همين صفحه تصويري از يك آدم بود .وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنيا را هم دوباره ساختم."

 


 

نوشته شده توسط شب شکن در شنبه 18 خرداد1387 ساعت 21:39 موضوع | لینک ثابت


اشتباه پشت اشتباه

 پیرامون مباحث اقتصادی و تشریح دلایل ضعف اقتصاد کلان در کشور، مقالات متعددی نگاشته ام که گاه از نظر بعضی از شما خوانندگان محترم قابل توجه و بررسی بوده است. از این رو در پاسخ به بسیاری از دوستان، که علاقمند به پیگیری موضوعات مرتبط با اقتصاد سیاسی کشور می باشند و گاه سئوالاتی را مطرح می نمایند، بر آن شدم تا مقالات بیشتری در این حوزه بنویسم.

همانطور که مطلع هستید سیاستهای غیر متعارف جناب ریئس جمهور در پی حمایتهای سیاسی آشکار و نهان مقام رهبری هر روز شرایط زندگی مردم را سخت تر و سخت تر از دیروز کرده است. آقای ریئس جمهور در پی سخنرانیهای متعدد خود در جمع دانشگاهیان، به تازگی درخواست کردند تا دانشگاهیان با فورمولهای جدید و بکر به کمک اقتصاد روبه زوال کشور بیایند.

عدم رضایت  آقای احمدی نژاد از قوانین و سیاستهای اقتصادی موجود کاملاً قابل فهم می باشد اما بی علاقه گی ایشان به درک اشتباهات مکرر خود به عنوان فرد اول تصمیم گیری در سیاست گذاری و اجرا باعث تعجب است و بسیار غریب. ایشان از طرفی دست کمک به سوی دانشگاهیان و دانشجویان دراز می کنند و از آن سو تمام فورمولهای اقتصادی پیشنهاد شدهء مدیران و وزرای تحصیل کرده و کاربلد کشور را مردود می دانند.

اما سوال دیگری که به ذهن می آید، این است: " چرا رهبری چنین یک طرفه و با آگاهی کامل نظاره گر به هدر رفتن ثروت ملی است؟" برای دست یابی به پاسخ این سوال، بهتر است مسائل را بیشتر و بهتر غوررسی کنیم تا مردم آگاهانه و نه از سر تعصب و غیرت  بلکه از سر اطلاع  بتوانند خود پاسخی در خور یابند، پاسخی قانع کننده که لختی از ابهامات موجود بکاهد. برای شروع  بیایید با آمار رسمی خود دولت شروع کنیم. دولت با نگاهی محتاط نرخ رشد تورم را در سال مالی گذشته 18.5% ارزیابی کرده، با توجه به اینکه این رقم آمار منتشر شده خود دولت است، پس می توان دریافت نرخ واقعی تورم تا چه اندازه بالا می باشد.

حال باید به نرخ رشد اقتصاد از دهان دولت گوش سپارد. دولت می گوید اقتصاد کشور از نرخ 6.2% به 6.7% رسیده است و این یعنی رشدی معادل نیم درصد. مقایسه این دو شاخص اقتصادی که خود دولت آن را منتشر می کند به اندازه کافی وخامت اوضاع اقتصاد کشور را نشان میدهد و عملاً نیازی به بزرگنامایی و دروغ و هوچی گری و یا دشمنی وجود ندارد.

در جایی که رشد تورم بارها بیشتر از رشد اقتصادی کشور می باشد می توان اطمینان داشت ساختارهای آسیپ پذیر اجتماعی و بنیادهای کوچک و لرزان اقتصادی چطور مثل برگ خزان پا در سراشیبی زوال می گذارند. این اوضاع نابسامان، می توانست با رشد غیر قابل پیش بینی بهای نفت می که یک موقعیت استثنایی برای اقتصاد کشور بود، بهبود یابد و پیر بیمار اقتصاد با نوشداروی نفت، علاج شود و بسیاری از مشکلات مردم و حکومت، همزمان مرتفع گردد. اما متاسفانه بدلیل مدیریت ناشیانه و بسیار ابتدایی آقای ریئس جمهور، این نوشدارو مبدل به معضلی بزرگتر شد.

دولتی که به معنای واقعی از تمامی اختیارات و امکانات و پشتوانه های رهبری برخوردار بود ونهادهایی چون مجلس، قوهء قضاییه، سپاه و دستگاههای امنیتی، بنیادههای مالی وخلاصه همه چیز و همه کس در ید اختیار و قدرت خودش بود چه طور در کوتاه مدتی، چنین لرزان و پر خطا پیش می رود؟  چندین وزیر و مدیر عالی رتبه معزول می شوند؟ در چند ارگان و سازمان باید تخته شود؟ و چگونه همهء این امتیازات چنین بی نتیجه می ماند؟ و هیچ عاید مردم نمی شود؟ آیا این ماجرا، ارتباطی با نحوه مدیریت و منش آقای ریئس جمهور ندارد؟ آیا ایشان به واقع گوشی شنوا برای مشاوره و مذاکره دارند؟

تفاوت بین مشاوره گرفتن با حرفهای زیبا و دلخواه شنیدن بسیار است و ایشان به عنوان ریئس جمهور بارها به ما و همکاران باوفای خود ثابت کردند که میل به مشاوره ندارند و ترجیح می دهند چیزی را بشنوند که دوست دارند. اگر چنین نیست پس چرا وزرای نفت و دارایی و کشور یکی پس از دیگری اخراج می شوند و ریاستهای سازمانهای کلیدی و تعیین کننده ای مثل سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی هم سرنوشتی بهتر از این وزرا پیدا نمی کنند؟

منافع ملی که ارثیه فامیلی نیست تا بتوان هدر رفتنش را دید و هیچ نگفت. قران به قرانش صاحب دارد و مدعی. از این رو هر چند ملت گرفتار و آبرومند و نگران سکوت پیشه می کنند و دم بر نمی آورند اما به هر حال عده ای هم می دانند و می بینند و می گویند تا تاریخ خجل و دردمند در مظهر آیندگان نماند.

دوستان نظامی آقای ریئس جمهور در سپاه و بسیج تنها  کسانی بودند که از حضور ایشان در قدرت بهرمند شدند. قراردادهای کلان دولت با سپاه و بسیج،  پیر پیمانکاران بخش خصوصی را درآورده است و جامعه مهندسی کشور در بخش خصوصی به خاک سیاه نشسته است. سرمایه نیروی متخصص کشور گروه گروه راهی اروپا و کانادا و آمریکا می شود تا در داغ چنین خیانتهایی کمتر بسوزد. این روزهها حتی بالاترین رتبه های تخصص در کشور هم بیکار مانده اند و راهی جز دلالی و مهاجرت پیش رو نمی بینند. روزی همگی می گفتیم: چرا فرار مغزها؟؟؟ و امروز می گوییم چرا فرار مغز و سرمایه و نیروی کار؟؟؟ و زیر لب از خود می پرسیم فردا قرار است به این لیست چه دسته های دیگری اضافه کنیم؟

آمار جوانان بی کار و خانواده های مقروض و زندانیان چک، خارج از تصور می باشد و شخص رئیس جمهور به عنوان بالاترین مدیر اجرایی کشور صحبت از اداره دنیا و پیشنهادات اصلاح جویانه برای بشریت می کنند. این ماجرا آنقدر عجیب است که نمی دانیم باید به آن بخندیم یا بر آن فغان و گریه سردهیم؟ باید به دوستانی که گاه در پی حمایت از ایشان جوابیه های سر تا پا تعصب خود را با طعم فحش و ناسزا راهی این جانب می کنند یادآوری کنم شما اگر شریک جرم و احیاناً منفعت خرابکاریهای ایشان در کشور نباشید حتماً ساده اندیشان و خوش باوران خرافات زده ای هستید که خرد جمعی و وجدان بیدار ایرانی را دست کم گرفته اید.

اگر ایشان کارنامه ای دیگر از خود به جا می گذاشتند و عملکردی متفاوت داشتند و منافع ملی کشور را چنین به تاراج نمی دادند مگر می شد چنین مستدل او را نقد کرد و فجایع بی شمارش را برشمرد؟ اگر ایشان قوت ملت را بیشتر می کرد و آرامش را در دلها ساکن، مگر می شد چنین او را تفسیر نمود؟ به طور حتم خیر!!! هرگز نمی توان خدمات یک انسان را نادیده گرفت و وجدان انسانی را فدای تمایلات شخصی کرد. اما واقعاً شرایط در خصوص ایشان چنین نیست.

صدای اعتراض مخالف با دستور مقام رهبری خفه نمی شود چنان که صدای مخالف در پیش از انقلاب با دستور ساواک و شاه هم خفه نشد. شکم گرسنه و بدن بیمار و رنجور را نمی توان با داد و فریاد و ترس، بیش از اندک زمانی آرام کرد. آقای خامنه ای به عنوان قدرت مطلق چرا باید پدری مهربان و دلسوز برای عده ای معدود باشند و حاکمی مستبد و بی رحم برای عده ای دیگر؟ مگر صدای ملت را نمی شنوند؟مگر نه اینکه ایشان قرار است جانشین پیشوای عدل و صلح در زمین باشند؟ این است عدل و صلح جهانی که از آن می گویند؟ مگر ایشان از قیمت نان و سوخت و کرایه خانه مطلع نیستند؟ مگر فرزندان و نوه ها و عمو زادگان و عمه زادگان ایشان در میان مردم کوچه و بازار زندگی نمی کنند؟مگر... دیگر چه بگویم که قلم شرمنده ستم شده است و بیش نمی راند.

ایشان که شاه نیستند و منش شاهی ندارند و سفر سویس و فرانسه نمی روند تا از درد و بد بختی ملت بی خبر باشند. آیا سربازان گمنام امام زمان این مطالب را به گوش دوستداران و نزدیکان و مسئولین ایشان نمی رسانند؟ که اگر چنین نمی کنند که به حق خیانت می کنند و اگر کار خود، به نحو احسن به انجام می رسانند و این مقالالت را می خوانند و تحلیل می کنند، جای خاموش کردن صدای شکایت، بهتر است بیایند و درد را درمان کنند.

اصرار بی جهت و تماماً سیاسی رهبری در حمایت از مدیری نالایق، خود سر، کم تجربه و بسیار خرافی نتیجه اش هیچ چیز جز هدر رفتن منافع ملی ایران نبوده است و ایشان با سیاسی کاری و بی اعتنایی مکرر خود هیچ چیز جز نفرت برای خود و نظام تحت امرش نمی خرد. گرچه ایشان مختارند هر چه به صلاح خود و حاکمیت خود می دانند بکنند، اما بهتر است فراموش نکنند که عده ای هم مختارند هرچه در توان دارند بگذارند تا گوش سنگین ایشان را باز کنند و اگر این اصرار، بی نتیجه باشد حداقل اینکه ملت را آگاه سازند که چرا چنین است سرنوشت امروز آنها.

 یا رب، ای دانا به درد دردمندان، ای روزی ده حشره در دل سنگ، ای نهان و آشکار و ای حامی بی پناهان... تو خود کشتی این قوم به ساحل نجات رهنمون کن، که شاهدی این مردم در تمام درازای تاریخشان، جز از تو مدد نخواسته اند و جز نام تو هیچ در یاد نیاورده اند.

 

احمد طباطبایی

نهم خرداد ماه هزار و سیصدو هشتاد و هفت       


 

نوشته شده توسط شب شکن در شنبه 18 خرداد1387 ساعت 21:38 موضوع | لینک ثابت


دروغگو را بهتر بشناسید

افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناهخت دروغگو می شود عبارتند از


1چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند


2گاهی اوقات افراد دروغگو بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.


 3وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.


4 فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد.


5 در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند.


6آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند.


7 آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان را تجزیه کنید.


8هنگامی که سعی دارید در مورد موضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوئض می کنند.


9حتی سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند.


10 اگر می خواهید مطمئن شوید که او دروغ گفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مظالب متفاوت تعریف کند.


11اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد.


12 آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.


13 افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.


14 تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است.


15 خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است


16 آدمهای دروغکو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.
نکته پایانی این که اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانید حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گته حقیقت پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بماند


 

نوشته شده توسط شب شکن در شنبه 18 خرداد1387 ساعت 21:33 موضوع آموزشی | لینک ثابت


امضا ها

کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند
كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و بيشتر غير منطقي هستند
كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند
كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستند
كساني ك با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اند
كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند
كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند
كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند
كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند
كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله برسند.


 

نوشته شده توسط شب شکن در شنبه 18 خرداد1387 ساعت 21:26 موضوع عمومی | لینک ثابت


فرم اعتراض به تغییر نام خلیج همیشه فارس به خلیج عرب

 

سلام خدمت تمامی خوانندگان محترم این وب
 یه روز از کمپانی فیلم سازی برادران وارنر که میان یه فیلم مسخره میسازند به نام ۳۰۰ یه روز دیگه یاهو میاد اسم ما رو از تو لیست کشوراش حذف میکنه و امروزم شرکتی به بزرگی گوگل میاد اشتباهی رو که چندین باره  تو این سالها دارن شرکتهای مختلف انجام میدن دوباره انجام میده و اونم تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربیه. واقعا نمی دونم چی بگم و کی رو باعث همچین حرکاتی بدونم. اگه تعداد آرای مخالفین این نام به مرز یک میلیون برسه شرکت گوگل مجبور میشه به خاطر حفظ اعتبارش نام رو تغییر بده و به خلیج فارس تبدیل کنه.

فقط می تونم خواهش کنم که یه کم فکر کنیم به این که کجا بودیم و به کجا داریم میریم.

      کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است    آرامگهت غرقه به زیر آب است

         امروز نه بیگانه که دشمن زخود است       صد ننگ به ما که دل تو بی تاب است    

 

                               این هم فرم اعتراض لطفا امضاش کنید


 

نوشته شده توسط آسمان در دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت 12:46 موضوع | لینک ثابت