تبليغاتX
وبلاگی برای خوبان
پروردگارا ، به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغییردهم ،دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم تغيير دهم، بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم، مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنيا ومردم آن مطابق ميل من رفتار کنند
وبلاگی برای خوبان
.ساعت وقت تنهايي رونشون ميده ولي تنهايي باخدامعني نميده.ساعت توبرو من هستم تا هميشه

به کلبه کوچک ما خوش آمدید

لقمان حكيم

لقمان حكيم به فرزند خود فرمود :
اي فرزندم تو را به شش خصلت سفارش مي كنم كه علم اولين و آخرين آن است :
 
I.       قلبت را مشغول به دنيا مكن مگر به اندازه ي بقاي تو در آن.
II.    و براي آخرت كار كن به اندازه اي مي خواهي در انجا بماني .
III.  و طاعت خداين كن به اندازه اي كه به او احتياج داري .
IV.تمام سعي و كوشش تو در رهايي از آتش جهنم باشد
V.   شجاعت به معصيت به اندازه ي صبرت در آتش باشد .
VI.وقتي كه مي خواهي معصيت خدايت را انجام بدهي جايي را انتخاب كن كه خدا تو را نبيند.
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در جمعه 27 بهمن1385 ساعت 14:31 توسط : شب شکن
داستان شيري كه يك خرگوش چاق و چله رو خورد

 آقا شيره دلش بدجوري براي خوردن يك خرگوش چاق و چله لك زده بود، رفت توي جنگل و يه گوشه كمين كرد،
- سلام آقا شيره! دنبال خرگوش مي گردي؟!(اين صداي دوستش آقا گرگه بود)
# آره ... تو از كجا ميدوني؟
- نويسنده داستان بهم گفت دنبال خرگوش مي گردي  بيام بهت بگم بيخودي وقتت رو هدر ندي ، اين روزها اكثر خرگوش هايي كه قابليت خورده شدن رو دارن به جاي چرخ زدن تو جنگل توي خونه هاشون پشت كامپيوتر نشستن و چت مي كنن ... آهاي كجا با اين عجله ... فـقط مواظب با ...
آقا شيره ادامه صحبتهاي گرگ رو نشنيد چون داشت با سرعت تمام به سمت غار آقا خرسه مي رفت كه تازگي ها تبديل به كافي نت شده بود ، بدون معطلي پشت يك كامپيوتر نشست، آقا شيره اول براي اينكه يكم اشتهاش باز بشه مي خواست وارد سايت خرگوشهاي خوشگل دات كام بشه كه ديد فيلتر شده ... سريع رفت يك در بازكن آورد و حالشو كه رفته بود تو قوطي درآورد!
آقا شيره يك ID به اسم khargoosh_bazigoosh  ساخت و سريع وارد يكي از چت روم هاي خرگوشها شد و روي اسم kargoosh_naze  كليك كرد و بعد از نيم ساعت چت كردن باهاش زير درخت نارگيل قرار گذاشت ... آقا شيره زودتر به سر قرار رفت و پشت درخت نارگيل قايم شد و منتظر موند ... كه يكدفعه يه چيزي خورد تو سرش ... به بالا سرش نگاه كرد:
# ميمون بي خرد و (...) ! چرا با نارگيل مي زني تو سرم؟
- من ميمون نيستم ... من kargoosh_naze    هستم! هر هر هر ... !! تو شيشمين جونوري هستي كه امروز سر كارش گذاشتم ... دو تا گرگ ، يه لاشخور،يه كفتار و تو !
# اين كه پنج تا شد!
- هاه ؟!!
# من ميرم ، ولي بهت نصيحت مي كنم پاتو رو زمين نزاري ...!!
شير دوباره رفت غار آقا خرسه  و دوباره پشت كامپيوتر نشست و اين دفعه سعي كرد ديگه گول ميمون ها رو نخوره! اين دفه روي khargoosh_chaghe كليك كرد:
# salam
- سلام
# khobi? Mitonam bahat chat konam?
- آره ، به شرطي كه فينگليش تايپ نكني!
# why?
- آخه اينجوري خواننده ها موقع خوندن ايميل اذيت مي شن!
# باشه عزيزم ...
- تو به چه ميوه اي علاقه داري ؟
# هويج!
- از چه رنگي خوشت ميآد؟
# با اينكه الان قهوه اي مد شده ، اما هنوز هم از نارنجي و صورتي خوشم ميآد!
- واي چه تفاهمي!!! منم عاشق هويجم و از رنگ نارنجي خوشم ميآد!
# فدات شم الهي ! همديگه رو ببينيم؟
- نه!!
# why?
- چونكه مامانم ميگه تو اين دوره زمونه گرگ زياد شده ، بايد مواظب خودت باشي!
# خوب خرگوش عاقل! مگه گرگ از هويج خوشش ميآد و يا رنك نارنجي رو دوست داره؟! اينم عكسم نگاه كن چه خرگوش با كلاسي هستم! تازه گوشام رو هم عمل جراحي كردم! ( توضيح:آقا شيره براي khargoosh_chagheعكس آخرين خرگوشي رو كه خورده بود send كرد.)
و خرگوش خر شد و اونها با هم قرار گذاشتن ...
شير به خودش گفت : چه خرگوش نادوني بود ... وقتي اومد سر قرار يه لقمه چپش مي كنم، چقدر تكنولوژي خوبه! به جاي اينكه دو ساعت برم تو جنگل چرخ بزنم پشت كامپيوتر مي شينم و خرگوش شكار مي كنم! ها ها ها ... ( خنده هاي شيطاني!!)
شير به سر قرار رفت و پشت يه درخت قايم شد تا خرگوش بياد ...
#‌ اكه هي !! اين خرگوش پس چرا نميآد؟!
و همچنان منتظر ماند ...
- پق !!! ( اين صداي يك گلوله بود.)
# آخ! نامردا چرا مي زنين؟!  اِ اين مايع قرمز رنگ چيه داره از شكمم ميِآد بيرون؟!
نويسنده: بمير ديگه !
# اه ! اما قرار بود داستان يه جور ديگه تموم بشه ... اسم داستان رو مگه فراموش كردي؟
نويسنده: بيچاره  گول خوردي ... راستش ديروز يه شكارچي باهام صحبت كرد من هم فروختمت ... خرج دانشگاه رو بالاخره بايد از يه جايي بيآرم!!
# خيلي نامرد و (...) هستي!
نويسنده : اه ! بي تربيت
# حالا چند فروختي؟! سهم منو هم بده!!!
نويسنده: ديگه حرف نزن... تو الان بايد بميري!
# تا سهمم رو ندي  عمراً !!
نويسنده: آقاي شكارچي زحمتش رو بكش!!
پق! پق! پق! پق! پق!
نويسنده: آقاي شكارچي ... جو نگيره ... بسه ديگه ... باور كن مرد!!
شكارچي : ها ها ها ... ( خنده هاي شيطاني!!)
 نتيجه اخلاقي : داستان رو يكبار، دوبار، سه بار و يا هر چند بار ديگه از اول بخونيد و اگه نتيجه اخلاقي پيدا كرديد ما رو در جريان بگذاريد!
(....) :... برو بابا مرتيكه ... همين يه بار هم كه خونديم زيادي بود ... مگه ما بي كاريم ... سر كار گذاشتي مارو ... اَه  ( اين هم صداي  يكي از خواننده هاي محترم يا محترمه!)
 پايان ارژنگ حاتمي منبع: ایمیل یکی از دوستان که خیلی هم بهش خندیدیم
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت 0:22 توسط : شب شکن
پری ها مونث اند

يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين
مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و..
اجي     مجي    لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و  شيك   QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين،
خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
   خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه  !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
 اجي     مجي    لا ترجي
و آقا 92 ساله
 شد!
پيام اخلاقي اين داستان
مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ،
 ولي پريها.......
مونث هستند !!!!!!!!
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت 0:4 توسط : شب شکن
ولنتاین

valentine

ولنتاینو به همه تبریک میگم .به همه !

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385 ساعت 23:27 توسط : شب شکن
عشق مثل مواد مخدر اعتياد آور است

عشق مثل مواد مخدر اعتياد آور است
 
مطالعه ای که در آمريکا انجام شده نشان می دهد که عشق  مثل مواد مخدر اعتياد می آورد .به گزارش سلامت نیوز به نقل از بی بی سی ، تيمی در دانشگاه ايالتی فلوريدا دريافت که ترکيب های شيميايی موجود در مغز که مسئول اعتياد هستند در عشق نيز نقش بازی می کنند.

پژوهشگران گفتند که پيک شيميايی موسوم به دوپامين، که مرکز پاداش مغز را تحريک می کند، باعث می شود موش های نر صحرايی تنها يک جفت داشته باشند

.

محققان در نشريه "نيچر نوروساينس" می نويسند که موش های صحرايی به  خاطر ايجاد پيوندهای پايدار معروف هستند . دوپامين نقشی کليدی در جذب مردم به چيزهای لذت بخش مانند غذاهای خوب بازی می کند . اين ماده همچنين

باعث می شود فرد معتاد نتواند از هروئين يا کوکائين پرهيز کند.

تيم محققان تصميم گرفت موش های صحرائی را مطالعه کند چون اين موجود بيش از هر حيوان ديگری در بروز نشانه های عشق به انسان شباهت دارد . نر و ماده اين حيوان تنها پس از يک بار جفتگيری با هم پيوند دائمی برقرار می کنند.

محققان دريافتند که پس از جفتگيری، دوپامين در مغز موش نر ترشح کرد و ناحيه ای موسوم به "نوکليوس اکامبنس" که در مغز انسان نيز وجود دارد را تحت تاثير قرار داد.

اين تيم سپس فعاليت پروتئينی را که با ترشح دوپامين در مغز موش فعال می شود مسدود کرد آنها دريافتند که با اين کار موش نر ميل قوی خود برای ترجيح دادن جفت خود بر ساير موش های ماده را از دست می دهد . برندون آراگونا، سرپرست اين تحقيقات گفت که هرچند انسان ها متفاوت هستند اما سازوکار زيربنايی اين حالت در انسان مشابه موش صحرايی خواهد بود.

کالين ويلسون، از انجمن روانشناسی بريتانيا، گفت: "عشق احساسی پيچيده است. بدون شک تغييراتی در سطح فيزيولوژی عصبی روی می دهد، اما مساله تنها به يک ماده شيميايی خلاصه نمی شود."

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385 ساعت 14:21 توسط : شب شکن
نمک

مردی دوستانش را به شام دعوت کرد و برای شام خواست گوشت بپزد که فهمید نمکشان تمام شده است.پسرش را صدا زد و گفت:برو به ده و نمک بخر،اما به قیمت بخر نه گرانتر نه ارزانتر.پسر تعجب کرد و گفت:پدر میدانم که نباید گرانتر بخرم اما اگر توانستم ارزانتر بخرم چرا کمی صرفه­جویی نکنیم؟!!
پدر جواب داد:اینکار در شهری بزرگ قابل قبول است اما در جای کوچکی مثل ده ما اینکار همه ده را از بین میبرد.مهمانان با شنیدن این حرف متعجب پرسیدند چرا نباید نمک را ارزانتر بخرد؟
مرد گفت:کسی که نمک را زیر قیمت میفروشد حتماً به شدت به پولش احتیاج دارد. کسیکه از این موقعیت سوء استفاده کند نشان می­دهد که برای عرق جبین و سعی و تلاش او در تولید نمک احترامی قائل نیست.
مهمانان:امااین مسئله کوچک که نمی­تواند دهی را ویران کند!
مرد گفت:در آغاز دنیا،هم ستم کوچک بود اما آمدن هر ستم از پس ستم دیگر به روندی فزاینده منجر شد.همیشه فکر می­کردند مهم نیست تا کار به جایی رسید که امروز
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385 ساعت 14:19 توسط : شب شکن
مناظره

تو میگویی : آن غیر ممکن است.
خدا میگوید : همه چیز ممکن است.   
 تو : من خسته ام.
خدا : من به تو آرامش و راحتی دادم.
تو : هیچ کس مراواقعا دوست ندارد.
خدا : من تو را دوست دارم.
تو : من نمیتوانم ادامه بدم.
خدا : مرهمت و توفیق  من کافی است.
تو : همه چیز برای من مبهم است.
خدا : من تو را هدایت خواهم کرد.
 تو : من نمیتوتنم آن کار را کنم.
خدا : تو همه کار میتوانی بکنی.
 تو : من توانایی اش را ندارم.
خدا : من توانا هستم.
  تو : اون ارزشی نداره.
خد ا: ارزشمند خواهد شد.
 تو : من نمیتونم خودم را ببخشم.
خدا : من تو را خواهم بخشید.
 تو : من نمیتونم خودم را اداره کنم.
خدا : من همه نیازهای تو را برآورده خواهم کرد
 تو : من میترسم.
خد ا: من در روح تو ترس قرار ندادم.
 تو : من همیشه نگران و ناکام هستم.
خدا : به من توکل کن.
 تو : من به اندازه ی کافی اعتقاد ندارم.
خدا : من به هر کس اعتقاد و ایمان داده ام.
  تو : من به اندازه ی کافی باهوش نیستم.
خد ا: من به تو عقل داده ام.
 تو : من احساس تنهایی میکنم.
خدا : من همیشه با تو هستم 
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385 ساعت 14:18 توسط : شب شکن
اسفندار مذگان روز عشق ایرانی

تاسف بار است که فکر کنیم مرغ همسایه غاز است
کی میگه این مطلبی که می خوام بگم ربطی به یاد گیری زبان ندارد؟ برای یادگیری هر زبانی اول باید با آداب و فرهنگ آن زبان 
آشنا شد و این خیلی تاسف بار است که با آداب و فرهنگ بیگانه بیش تر از فرهنگ خود آشنا باشیم. تاسف بار است که فکر کنیم مرغ همسایه غاز است.
 براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن ( Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است.
ادامه مطلب را حتما بخوانید
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در چهارشنبه 18 بهمن1385 ساعت 14:44 توسط : شب شکن
عشق کور است همراه دیوانگی

در زمان های بسیار دور وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود ، تمام فضیلت ها و تباهی ها (شامل کلیه صفت های خوب و بد انسانی) به دور هم جمع شده بودند، خسته تر و کسل تر از همیشه!!!
ناگهان در میان آنان، ذکاوت ایستاد و گفت: بیائید یک بازی کنیم، مثلاٌ قایم باشک....، همه از این پیشنهاد شاد شدند و قرار شد که دیوانگی چشم بگذارد و از آنجائی که هیچ کس نمی خواست تا دیوانگی او را پیدا کند ، همگی رفتند تا جائی پنهان شوند.....، دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم گذاشت و شروع به شمارش کرد، 1،2،3....همه رفتند و پنهان شدند.....
 
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در چهارشنبه 18 بهمن1385 ساعت 0:46 توسط : شب شکن
فكر ميكنين پسرا و دخترا چه جوري نيمرو درست ميكنن؟

دخترها:
1- توي ماهيتابه روغن ميريزن
2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:
1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
4- توي ماهيتابه روغن ميريزن
5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در چهارشنبه 18 بهمن1385 ساعت 0:42 توسط : شب شکن
شرلوک هلمز

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: "نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟" واتسون گفت:"میلیون ها ستاره می بینم".هلمز گفت: "چه نتیجه ای می گیری؟". واتسون گفت: "از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری ست، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد". شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: "واتسون! تو احمقی بیش نیستی! نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند"

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن1385 ساعت 22:54 توسط : شب شکن
ارتباط بستني و شخصيت

چـه طـعـمی از بسـتـنـی را دوسـت داریــد؟ جالب است بدانید که ارتباط مستقیمی بین ویژگی های شخصیتی شـمـا با طعم بستنی دلخواهتان وجود دارد. در حقیقت ایـن تست خودشناسی بر پایه ی تحقیقات یک شرکت امـریکـایـی تولـید کننده ی بستنی به نام "ادیس گراند "شـکـل گـرفـتـه اسـت. پـس از مـدتـی تـیـــم محققان به سـرپـرسـتی دکـتر آلـن.آر.هیـــرش—رئیس بخش عصب شناسی موسسه تحقیقاتی بویایی چشایی شیکاگو —مـوفق شدند که به ارتباط بین شخصیت افراد و طعم بستنی مورد علاقه آنها پی ببرند. نتایج این بررسی ها در حال حاضر پیش روی شماست. پس بدون معطلی ازبیـن بسـتـنی هـای زیــر طعم مورد علاقه تان را انتخاب کنید تا به نتایج جالبی درباره ویژگی های شصیت خود برسید. بفرمایید بستنی!
 
  • بستنی وانیلی اگر بستنی وانیلی دوست دارید، فردی شاد و پرهیجان هستید که از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی عمل می کنید. در زندگی خطرات زیادی را می پذیرید و اهداف بزرگی در سر دارید. انتظار شما از خودتان بسیار زیاد است و از ارتباط با اقوام نزدیک خود لذت می برید. به طور کلی شخصی خونگرم، پرتلاش، آرمانگرا، بااحساس و درمواردی درونگرا هستید.
  • بستنی شکلاتی اگر بستنی شکلاتی را می پسندید، فردی سرزنده و بانشاط، خلاق، خوش لباس، برون گرا و فریبنده هستید. زندگی شما سرشار از شور و هیجان است و به سادگی روی دیگران تاثیر می گذارید. به طور کلی طرفداران این بستنی از اینکه در مرکز توجه دیگران باشند، لذت می برند و گرفتار شدن در روال عادی زندگی برایشان کسالت آور است.
  • بستنی گردویی اگر به بستنی گردویی علاقه مندید، شخصی منظم، بادقت و کمال گرا هستید که به جزئیات بسیار اهمیت می دهید. در مسائل مالی محافظه کارید و اطرافیانتان شما را فردی باوجدان و وظیفه شناس می پندارند. علاوه بر این، پر جنب و جوش و پرتکاپوئید و در ورزش ها اغلب در پست مهاجم ظاهر می شوید تا گوی سبقت را از دیگران بربایید.
  • بستنی موزی اگر طعم موزی را دوست دارید، شخص راحتی هستید که مسائل را ساده در نظر می گیرید. سخاوتمندید و در فعالیت هایتان متعادل عمل می کنید. صداقت در شخصیت شما دیده می شود و در عین حال دلسوز و مهربانید.
  •  بستنی توت فرنگی اگر بستنی توت فرنگی را انتخاب می کنید، فردی خجالتی هستید. با اینحال احساسات نیرومندی دارید. شکاک، مستبد، خودرای، و درون گرایید که به نکات جزئی و ظریف بسیار توجه می کنید. در قبال بسیاری از مسائل به راحتی خودتان را مقصر می دانید و درمواردی بداخلاق و بدبین می شوید. ازجمله ابعاد دیگر شخصیت شما این است که اعتماد به نفس کمی دارید.

توافق و سازگاری بررسی این محققان نکته ی جالب توجه دیگری را نیز مطرح می کند، اینکه سازگاری افراد با یکدیگر نسبت به انتخاب طعم بستنی دلخواهشان چگونه است.

  • وانیلی: فردی که طعم وانیلی را می پسندد به احتمال زیاد با شخصی که او نیز همین طعم را انتخاب می کند، بهترین شکل سازگاری را دارد.
  • شکلاتی: شخصی که طعم شکلاتی را انتخاب می کند، با کسی که بستنی گردویی را دوست دارد، بیشترین توافق را نشان می دهد.
  • گردویی: چنین افرادی با دوستداران بستنی شکلاتی و گردویی هماهنگی خوبی دارند.
  • موزی: اشخاصی که طعم موز را می پسندند، قدرت سازگاری با هر نوع ذائقه و سلیقه را دارند و می توان گفت که خود را به خوبی با سایرین هماهنگ می کنند.
  •  توت فرنگی: دوستداران بستنی توت فرنگی با شکلات دوستان بهتر کنار می آیند تا با سایرین .
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن1385 ساعت 22:26 توسط : شب شکن
ماجراي شگفت انگيز استقامت يك كوهنورد

آنچه كه مي خوانيد ،  يك داستان نيست بلكه واقعيتي تكان دهنده است و شايد هم بشود گفت يك مصاحبه با آقاي ? آرون رالستون ?

دهم مي سال 2003 ، محل اتفاق ، تقاطع بزرگ كوه هاي كولورادو در آمريكا .
ساعات اوليه صبح است كه آقاي رالستون ، كوهنورد معروف امريكايي طبق معمول هميشه با دوچرخه و كوله پشتي مخصوص كوهنوردي خودش از خانه خارج مي شود . مساحت زيادي را با دوچرخه طي مي كند تا به دره معروفي كه هميشه براي كوهنوردي به آنجا مي رفته است برسد . اين  همان تقاطع بزرگ كوه هاي كولورادو است . محلي كه هر كوهنوردي از شنيدن نام آن به خود مي لرزد .
رالتسون تا رسيدن به دامنه كوه  فقط با دو خانم جوان كه به قصد تفريح به دامه كوه آمده بودند برخورد مي كند و سپس به مقصد هميشگي اش مي رسد و براي كوهنوردي از دامنه كوه بالا مي رود. چندين ساعت بعد كه ورزش هميشگي رالستون به پايان مي رسد ، قصد بازگشت مي كند ، اما در حال برگشت به سطح زمين سنگ هاي كوه بر اثر اتفاق كاملاً طبيعي جابجا مي شوند و يك سنگ بسيار بزرگ پرتاپ شده و با سرعت تمام به طرف او مي آيد . آرون تعريف مي كند كه در آن لحظه تنها كاري كه توانستم انجام دهم اين بود كه بدنم را با سرعت هر چه تمامتر از زير سنگ بيرو ن كشيده و با سرعت حركت كنم . اما در نهايت بازوي راستم به سنگ گرفت و آن تخته سنگ وحشتناك با وزني در حدود 700 پوند ( چيزي در حدود 350 كيلوگرم ) بر روي بازوي راستم افتاد و تا كف دست راستم را گرفت .
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن1385 ساعت 1:31 توسط : شب شکن
میدان آزادی

 
اگر به عکس میدان آزادی از بالا دقت کرده باشین میدان آزادی به صورت یک صلیب کاملا" مدرن انگلیسی ساخته شده.حتی من شنیدم در دوره پهلوی وقتی این میدان توسط یه مهندس خارجی ساخته شد بعد از اینکه فهمیدن قضیه از چه قراره خود شاه اون مهندس رو در میدان آزادی دار زد.
به هر حال همیشه برام این سوال بود که وقتی تو تهران راهپیمایی میشه چرا هیچ وقت موقع تصویربرداری از نمای برج آزادی فیلم نمی گیرن.
راستی اگه Google Earth دارین حتما" یه نگاهی به شهرک اکباتان هم بندازین.اگه دقت کنین از بالا نوشته شده "جاوید شاه" که تا حرف" جاوید شا "رو کاملا میشه خوند.
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن1385 ساعت 1:18 توسط : شب شکن
دو داستان

جان بلا نکارد" از روي نيکمت برخاست . لباس ارتشي اش را مرتب کرد وبه تماشي انبوه جمعيت که راه خود را از ميان ايستگاه بزرگ مرکزي پيش مي گرفتند مشغول شد. او به دنبال دختري مي گشت که چهره او را هرگز نديده بود اما قلبش را مي شناخت دختري با يک گل سرخ .از سيزده ماه پيش دلبستگي اش به او آغاز شده بود. از يک کتابخانه مرکزي فلوريدا با برداشتن کتابي از قفسه ناگهان خود را شيفته و مسحور يافته بود. اما نه شيفته کلمات کتاب بلکه شيفته يادداشت هايي با مداد که در حاشيه صفحات آن به چشم مي خورد. دست خطي لطيف از ذهني هشيار و درون بين و باطني ژرف داشت. در صفحه اول "جان" توانست نام صاحب کتاب را بيابد :دوشيزه هاليس مي نل" . با اندکي جست و جو و صرف وقت او توانست نشاني دوشيزه هاليس را پيدا کند. "جان" بري او نامه ي نوشت و ضمن معرفي خود از او در خواست کرد که به نامه نگاري با او بپردازد . روز بعد "جان" سوار بر کشتي شد تا براي خدمت در جنگ جهاني دوم عازم شود. در طول يک سال ويک ماه پس ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن1385 ساعت 1:10 توسط : شب شکن
دوچرخه

خدا قسمت کنه .ادامشو ببینید.

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در شنبه 14 بهمن1385 ساعت 0:57 توسط : شب شکن
آخرشه

 

همیشه حق با عروس و داماداس

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در شنبه 14 بهمن1385 ساعت 0:6 توسط : شب شکن
تصویر

  بالا خره فهمیدیم این اقای حیدری از این نوتبوکش چه استفاده ای می کنه.(page holder) نگه دارنده صفحه
 
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در جمعه 13 بهمن1385 ساعت 21:27 توسط : شب شکن
ایران کشور عجیبیه.میپرسید چرا؟

ایران کشور عجیبیه.میپرسید چرا؟

به این دلیل که:

  • - ایران تنها کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند!؟!
  • - یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و یکی از بزرگترین واردکنندگان بنزین هستیم.
  • - با اسرائیل دشمن هستیم ، اما نزدیکترین دوستمان رئیس جمهور ونزوئلا با چند میلیارد دلار قرار داد نظامی ، یکی از نزدیکترین دوستان اسرائیل به شمار می آید!؟
  • - برای مسلمانان لبنان خودمان را هلاک می کنیم ، پول می فرستیم و دعا می کنیم . اما هیچ خبری از مسلمانان چچن نمی گیریم.
  • - از هر 1000 مفسد اقتصادی یکی و از هر 1000 فعال سیاسی 999 نفر در زندان داریم!!
  • - توی همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میارن ، توی ایران می برند زیر آب !؟
  •  - در ایران دانشجوها توی کتابخانه آشنا می شن ، توی پارک درس می خونن، سر کلاس می خوابن!؟!
  • - اینجا همه خودشان را فوق العاده جدی می دانند اما همه همدیگر را مسخره می کنند
  • - در همه جای دنیا هر وقت سرو کله پلیس پیدا می شود ترافیک حل می شود ولی در ایران هر جا که پلیس هست ترافیک هم هست
  • - کشور عراق نزدیک 1000 میلیارد دلار بابت خسارتهای جنگ به ایران بدهکار است ولی کشور ایران یک میلیارد دلار به عراق کمک بلا عوض می کند!؟!
  • - همه جای دنیا در اداره ها کار می کنند در منازل استراحت و در خیابانها تفریح ولی در ایران مردم در ادارات استراحت, در منازل تفریح و در خیابانها کار می کنند.

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در جمعه 13 بهمن1385 ساعت 21:13 توسط : شب شکن
قورباغه ها

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running competition .
روزي از روزها گروهي از قورباغه هاي کوچيک تصميم گرفتند که با هم مسابقه ي دو بدند .

The goal was to reach the top of a very high tower .
هدف مسابقه رسيدن به نوک يک برج خيلي بلند بود .

A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants . ...
جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند...

The race began ....
و مسابقه شروع شد ....
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در جمعه 13 بهمن1385 ساعت 21:1 توسط : شب شکن
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

 داستان با بیتی از اشعار حافظ شروع گردید . سپس صایب تبریزی در سالهایی بعد بگونه ای انتقادی و با الگو برداری از اصل شعر حافظ را محکوم به اشتباهش کرد و نهایتا شهریار پاسخی زیبا و شنیدنی برای صایب تبریزی سرود وبه  زمان معاصر ما کشیده شد !

حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را       به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
صایب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را       به خال هندویش بخشم سرو دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد       نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را       به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد       نه چون صایب که می بخشد سرو دست و تن و پا را
سرو دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند       نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
البته موارد بالا بصورت رسمی و از قول شاعران شناخته شده بود . بهرحال داستان به اینجا ختم نشد و در گوشه کنار اشعاری را با مضامینی مشابه داریم مثلا

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را        فدای مقدمش سازم سرودست و تن و پا را
من آن چیزی که خود دارم نصیب دوست گردانم       نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را
ویا در جایی دگر کمی طنزآلود

آگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را        به خال هندویش بخشم  یه من کشک و دو من قارا
سر و دست و تن و پا را ز خاک گور میدانیم       زمال غیر میدانیم سمرقند و بخارا را
و عزراییل ز ما گیرد تمام روح اجزا را       چه خوشترمیتوان باشد؟؟ زآن کشک و دو من قارا
اما داستان باز هم ادامه یافت 
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را       به خال هندویش بخشم سریر روح ارواح را
مگر آن ترک شیرازی طمع کار است و بی چیز است؟       که حافظ بخشدش او را سمرقند و بخارا را
کسی که دل بدست آرد که محتاج بدنها نیست        که صایب بخشدش او را سرو دست و تن و پا را
و نهایتا به این شعر میرسیم که با کمی تغییر در وزن. حافظ را مسؤل تمام این دعاوی میداند
چنان بخشیده حافظ جان! سمرقند و بخارا را       که نتوانسته تا اکنون کسی پس گیرد آنها را
از آن پس بر سر پاسخ به این ولخرجی حافظ       میان شاعران بنگر فغان و جیغ دعوا را
وجود او معمایی است پر از افسانه او افسون       ببین! خود با چنین بخشش معما در معما را
نظر شما چیست؟؟؟
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن1385 ساعت 1:27 توسط : شب شکن
توليد عروسك و اسباب‌بازي زنده !

اين عروسك يك پستاندار عقيم‌شده است كه به كمك علم مهندسي ژنتيك ساخته شده. تركيبي از ژن‌هاي خرگوش ، شامپانزه و خوك. با استفاده از القاي خواب زمستاني ، در جعبه نگهداري ميشه و اين جعبه ضربان قلب و ميزان تازگي اون رو نشون ميده. در دو مُدل يكي با طول‌عمر يك‌سال و يكي با طول‌عمر سه‌سال ساخته شده.  در هفت مدل  پهلوان( قرمز) ، ماجراجو(نارنجي) ، شاد(زرد) ، آروم(سبز) ، متين(آبي) ، روحاني(بنفش) ساخته شده‌ان. قيمت هنوز مشخص نيست و تنها به صورت آزمايشي در اختيار اعضاي شركت قرار گرفته‌ان.

اين موجود زنده طوري ساخته شده كه حركات محدودي مانند يك نوزاد داشته باشه. مدفوع بسيار مختصري داره و به غذاي كمي احتياج داره. قد حدود بيست و قطر هفت سانت. جثه اون از اين بزرگتر نميشه. كاملاً درد رو حس مي‌كنه ولي نمي‌تونه اصوات بلند توليد كنه. داري خون عضله و استخوانه. بعد از خروج از جعبه ظرف بيست دقيقه بيدار ميشه و چشمهاش رو باز مي‌كنه..
 منبع :  www.genpets. com

The image ?http://www.genpets.com/images/features_fresh01.jpg? cannot be displayed, because it contains errors.
 
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن1385 ساعت 1:14 توسط : شب شکن

 
ظهر عاشورا که زیر خنجرم
دست بگشا سایه افشان بر سرم
 
فرا رسیدن ایام بزرگداشت شهدای راه حق
بر همه ی حق پرستان و آزادگان تهنیت باد
 
 
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن1385 ساعت 0:33 توسط : شب شکن
خدا بخیر کنه

مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست .
 
 
True Telephone conversations recorded from various Help Desks around the U.K :
 
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد ...
Helpdesk: What kind of computer do you have?
Customer: A white one...

 
مشتري : سلام، من ?سلين? هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم ...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...
Customer: Hi, this is Celine. I can't get my diskette out.
Helpdesk: Have you tried pushing the button?
Customer: Yes, but it's really stuck.
Helpdesk: That doesn't sound good; I'll make a note ...
Customer: No ... wait a minute... I hadn't inserted it yet... it's still on my desk... sorry ....

 
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن1385 ساعت 13:55 توسط : شب شکن
ما ایرانی مسلمان هستیم

عده ای می گويند ما ايرانی هستيم و دين ما زرتشتی است و اسلام دين اعراب است چون زبان تبليغش عربی و پيامبر آورنده اش عرب بوده است. بايد توجه داشت که کليدی ترين اندرز دين زرتشت اين است: پندار نيک، گفتار نيک، کردار نيک. آيا گفتار نيک آنست که درباره پيروان اديان ديگر و يا نژاد متفاوت دشنام و ناسزا بگوييم. ديگر آنکه ملاحظه کنيد که مسيحيان از هر نژاد و مليتی، چه در آمريکا و آفريقا و يا در اروپا و شمال آسيا، شخصيت و نصايح حضرت مسيح(ع) را ارج می نهند و پيروی از او را افتخار خود می دانند و نام حواريون او را بر فرزندان خود می نهند و هرگز نمی گويند او اهل بيت لحم بوده و يک آسيايی است.
اگر دقت در نامگذاری لازم است، پس چرا به
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن1385 ساعت 13:48 توسط : شب شکن
تو

 حسادت می کنم به رنگ ديوار، وقتی اتفاقی سايش بدنت به پوستش را حس می کند.
حسادت می کنم به آفتاب، وقتی با نوازش آرام پوستت به تو گرمی مي بخشد.
حسادت می کنم به برگ گياه، وقتی در گلدان آرام گرفته و حرکت تو از کنارش او را هيجان زده می کند و
بی تاب و چرخان.
و حسادت می کنم به پدرت، وقتی در زير نور گرم به او لبخند ميزنی.
و به مادرت هم، وقتی چند لحظه پيش از خواب به ياد تو لبخند ميزند.
و به تختت که همه روز به هم آغوشی شبت پريشان و بهم ريخته است.
و به فرش که چند تار مويت را ميان پرزهايش نگه ميدارد و به سادگی هم پس نمی دهد.
و به اتاقت که لذت بودن با تو را هميشه می چشد.
و به آينه ات که هر روز گرمی نگاهت را حس می کند.
و به کوچه ات، درختهای باغچه، چشمهايت وبه خودت، به خدايت و به اين قلم که از تو گفت.
 *******
 می خواهم عروسک وار زندگی کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکشند تا اگر دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم بی پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکی بیش نیست پناه آورم.
اما نه ... چه خوب است که همین انسان خاکی باشم اما سنگ به سرم نخورد کسی دلم را نشکشند و مشکلات مرا از پای درنیاورد.

************ *********
 فرق بین من و پروانه دوچیز است پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت.
 ************
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در سه شنبه 10 بهمن1385 ساعت 16:39 توسط : شب شکن
آقایان وخانم ها

خانم ها در سن هیجده تا بیست و یک سالگى ، مانند آفریقا یا استرالیا هستند : نیمه کشف شده، وحشى، با زیبایى هاى افسون کننده ى طبیعى


در سن 21 تا سى سالگى، مثل امریکا یا ژاپن هستند: کاملا کشف شده، بسیار توسعه یافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد یا اتومبیل

آقایان در سن 14 تا 17 سال مانند کشور کره شمالی هستند:قدرتی ندارند ولی مانند این کشور ادعای قدرت و سرکشی می کنند


در سن 18 تا 19سالگى، مثل هندوستان هستند: برای زندگی کردن 4راه پیش روی خود میبینند یا کنکور و قبولی یا سربازی به عبارت بهتر(آشخوری)یا بیشتر مواقع عاشق مشن و تا صبح واسه عشقشون شعر میگن و یا پایان زندگی و مرگ

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در سه شنبه 10 بهمن1385 ساعت 16:28 توسط : شب شکن
یا حسین

سلام .

به نوبه ی خودم این ایام رو به همه شیعیان تسلیت می گم.

این متن هم از کتاب دکتر شریعتی.خدا همه مارو ببخشه و بیامرزه .

 

نوشته زیر بخشی از کتاب حسین وارث آدم است به قلم معلم شهید دکتر علی شریعتی
 
******
 
شب عاشورا بود ، عاشورای سال 49

گفتم بروم به مجلس روضه ای ، از همين روضه ها که همه جا هست و صدايش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. ديدم، ايمان وتعصب من به عظمت حسين و کار حسين بيش از آن است که بتوانم آن همه تحقير ها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم.
اما شب عاشورا بود شهر يکپارچه روضه بود وخانه يکپارچه سکوت و درد، چه می توانستم کرد؟ از خودم توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف شوم ،اما چگونه می توانمستم خود را از عاشورا منصرف کنم؟
نامه ام را که به دوستم نوشته بودم - دوستی که هرگاه روزگار عاجزم میکرد و رنج به ناليدنم وا می داشت، به پناه او می رفتم - برگرفتم ، گفتم در اين تنهايی درد و اين شب سوگ ، بنشينم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خويش نوشتم ، آنچه را در نامهء او برای خود نوشته بودم و تصور غربت و رنج خودم بود، تصحيح کردم تا تصوير غربت و رنج حسين گردد.
آنکه عظمت رنج و شکوهء شهادتش هر رنجی را در زندگی آسان می سازد و هر مصيبتی را حقير
واين همان بخشی است که در پايان اين نوشته قرار گرفته است
در اين لحظات شگفت، که من در يک بی خودی مطلق به سر می برم، ودرد که هر وقت به مطلق می رسد، جذبه ای روشن ومستی بخش می شودوحالت آرام و روشن وخوب می دهد - واين دردهای حقير و بد است که متلاشی کننده است و گزنده و بد - مرا در يک نشئهء سکرآوری از خود به در کرده بود، آنچنان که گويی من نبودم.
درد بود که خود می نوشت
ناگهان اين زيارت پر معنا و عميق "وارث" در مغزم جرقه زد، خطاب به حسين:
سلام بر تو ای وارث آدم، برگزيدهء خدا
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385 ساعت 17:45 توسط : شب شکن
روز حادثه

روز حادثه" چنان نزديک است که کيهان تهران هم آن را درآستانه مي بيند. ارگان مرکزي "طالبان ايراني" که توانستند در کمترين مدت ايران را در وضعيت افغانستان و عراق قرار دهند، طلب آمادگي براي اين روز را دارد.

سرداران همسنگر کيهان براي آمادگي سيستم دفاعي پيشرفته "تورام يک" را از روسيه تحويل مي گيرند.

ارقام نجومي که صرف خريد اين سلاح ها شده، همان پول نفت است که بقول سعيدمدني" بجاي سر سفره مردم توي جيب چين و روسيه" مي رود. سپاه درگرمساراين سيستم را امتحان مي کند تا ببيند مي تواند حريم دفاعي تهران را حفظ کند يا نه. سردار رحيم صفوي، فرمانده کل سپاه پاسداران، که ازآتش بياران اصلي معرکه است، از سرکوب تجاوز در روز حادثه مي گويد.

"حادثه" آنطور که روزنامه انگليسي تايمز از قول رهبر جمهوري اسلامي مي نويسد و سايت سردار محسن رضائي بازتاب مي دهد، تنها قصد "توقف برنامه هسته اي ايران را ندارد" بلکه "به نابودي رژيم ايران" کمر بسته است. بي بي سي هم از قول يک مقام امريکائي اين نظر راتائيد مي کند: "حمله تنها به از کار انداختن تاسيسات اتمي ايران محدود نمي شود، بلکه ممکن است دامنه گسترده تري پيداکند." در آخرين ساعات روز چهارشنبه عمرو موسي، دبيرکل اتحاديه عرب در آستانه تشکيل کنفرانس داوس گفت: "احتمال حمله آمريکا به ايران وجود د ارد."

اين اخبار ـ که خلاصه و آخرين آنهاست و فقط مشتي نمونه خروار- زير سانسور شديد، شکسته بسته به گوش مردم ايران مي رسد و نگراني گسترده اي رادامن مي زند. غير از احمدي نژاد که به تلويزيون مي آيد تاپاسخ

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385 ساعت 2:23 توسط : شب شکن
زمین

 فقط تصور کنید که بتوانیم سن زمین را که غیر قابل تصور است، فشرده کنیم و هر صد میلیون سال آن را یک سال در نظر بگیریم!
در اینصورت  کره زمین مانند فردی 46 ساله خواهد بود!
هیچ اطلاعی در مورد هفت سال اول این فرد وجود ندارد و در باره ی سالهای میانی زندگی او نیز اطلاعات کم و بیش پراکنده ای داریم!
اما این را میدانیم که در سن 42 سالگی ، گیاهان و جنگلها پدیدار شده و شروع به رشد و نمو کرده اند.اثری از دایناسورها و خزندگان عظیم الجثه تا همین یکسال پیش نبود ! یعنی زمین آنها را در سن 45 سالگی به چشم خود دید  و تقریبا 8 ماه پیش پستانداران را به دنیا آورد.
در اوایل هفته ی پیش میمون های آدم نما به آدمهای میمون نما تبدیل شدند! و آخر هفته گذشته دوران یخ سراسر زمین را فرا گرفت.
انسان جدید فقط حدود 4 ساعت روی زمین بوده و طی همین یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرده است!!
بیش از یک دقیقه از عمر انقلاب صنعتی نمی گذرد و...
حال ببینید انسان در این یک دقیقه چه بلائی بر سر این بیچاره ی 46 ساله آورده است!
او طی 40 دقیقه ی بیولوژیکی از این بهشت یک آشغالدانی کامل ساخته است.
او خودش را به نسبتهای سرسام آوری زیاد کرده ، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض کرده است!سوختهای این سیاره را مال
خود کرده و همه را به یغما برده است!
و الان مثل کودکی معصوم و بی تقصیر! ایستاده و به این حمله ی برق آسا نگاه می کند!! -
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385 ساعت 2:13 توسط : شب شکن
پیش چشمم را پرده ای از خون پوشیده است

پیش چشمم را پرده ای از خون پوشیده است (از کتاب حسین وارث آدم- دکتر علی شریعتی)    
در سرزمین تاریخ آن دو رود خویشاوند را می بینم که یک آب ایت و یک سرآغاز و شتابان بسوی بک مقصود، دوتا می شوند و در مسیر خویش از هم دور می شوند و دورتر و نزدیکی های ?بغداد? بهم نزدیک می شوند و نزدیکتر، و در انتهای سرزمین تاریخ بهم می پیوندند و یکی می شوند: شط العرب! و در پایان کار،به آرامش یکنواخت نخستین میرسند، اما نه در جمود سنگستان، که در سیلان اقیانوس.
از بلندی کوهستان های شمال و از دل یخچال هایی با هم سرازیر می شوند که خاطرات فسرده کستی نوح و غار اصحاب قدیم دقیانوس را که به آزادی گریختند در آغوش خود پنهان دارند. در مسیر دو گانه تاریخ از شهرهای جباران و پیامبران و کناره کاخ ها و کوخ ها، معبد ها و شکنجه خانه ها و رنج ها و گنج های روم و آشور و کلده و آکاد و بابل و اورنیپ پور و مدائن خسرو و بغداد خلیفه، در کنار هم، گهی دور و گهی نزدیک، می گذرند و با خشم و خروش بسیار سکوت ?بیابان میان نوامیس و کربلا? را در هم می ریزد و سپس در بستر آرام خلیج، با هم فرو می روند و لب فرو می بندند.

پیش چشمم را پرده ای از خون پوشیده است.



در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز دجله و فرات،
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385 ساعت 2:12 توسط : شب شکن
طرز برخورد

سلام من مجبور شدم این متن رو ترجمه کنم .پس اگه دیدید بد ترجمه شده تقصیر منه .

 اگر

A=1
تا

Z=26
:سپس
H+A+R+D+W+O+ R+K =  کار سخت
8+1+18+4+23+ 15+18+11 = 98%

K+N+O+W+L+E+ D+G+E =دانش
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5 = 96%
 

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن1385 ساعت 14:55 توسط : شب شکن
رنگ ها

شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟

قبل از هر چیزی، شما به طالع و بخت و اقبال چگونه نگاه می کنید؟
تا همین نزدیکی ها، هیچ گونه اعتقادی به طالع و تاثیر هستی بر سرنوشت شخص نبودم، ولی چند مدتی که این طالع بینی ها را خواندم و اونها را در مصداقهایی که در نظرم داشتم، لحاظ کردم، دیدم برخی نوشته های دقیقی هستند که بیراه نمی نویسند، لذا مصمم شدم که نکاتی که در مورد متولدین ماه های مختلف هست، بررسی و رعایت کنم، از این کار تا بحال ضرر ندیدم.
امروز اومدم سر میلدونی، دیدم مقاله ای رسیده برایم با تیتر "شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟" یک کم که گشتم دیدم قبلا در یک وبلاگ درج شده که اون هم از مجله نسل برتر نقل کرده ولی برای مجله فوق سایتی پیدا نکردم تا لینکش رو بگذارم. خلاصه بد نبود این موضوع متولدین ماه ها و ارتباطشان با رنگ و شخصیتشان.
متولدین فروردین: سرخ
متولدین اردیبهشت: صورتی
متولدین خرداد: نقره ای
متولدین تیر: خاکستری
متولدین مرداد: طلایی
متولدین شهریور: نارنج
متولدین مهر: آبی
متولدین آبان: سفید
متولدین آذر: بنفش
متولدین دی: قهوه ای
متولدین بهمن: زرد
متولدین اسفند: سبز
 
متن کامل در ادامه
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385 ساعت 1:23 توسط : شب شکن
چه بگوییم.

بگوییم:از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید،متشکرم.
نگوییم:ببخشید که مزاحمتون شدم.
بگوییم:رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نریزد.
نگوییم: لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد.
بگوییم:یادت باشد فلان چیز را بخری یا انجام بدهی.
نگوییم:فراموش نکن فلان چیز را بخری یا انجام بدهی.
بگوییم:در فرصت مناسب در خدمت شما خواهم بود.
نگوییم: گرفتارم.
بگوییم:به امید هفتادمین سالگرد ازدواجتون!
نگوییم: انشالله به پای هم پیر شوید.
بگوییم:فرزندم خیلی پرتحرک است.
نگوییم:فرزندم خیلی شیطان است.
بگوییم:من سالم و با نشاط هستم.
نگوییم:من مریض و غمگین نیستم.
بگوییم:من ترجیح میدهم.
نگوییم:من باید بکنم.
بگوییم:من انتخاب میکنم.
نگوییم:من نمی توانم.
بگوییم:طول میکشد تا یاد بگیری.
نگوییم:هیچ وقت چیزی یاد نمی گیری.
 
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385 ساعت 1:19 توسط : شب شکن
مناجات

خدايا از آن مي ترسم که باز به غير تو بنگرم. از آن مي ترسم که باز فراموشت کنم، که تو فراموش

 

نخواهي کرد. خدايا از آن مي ترسم که عادي شوم. خدايا مي خواهم مثل خودت باشم و فراموش نکنم

 

حقيقت را.

 

 خدايا حيران و سرگردان توام، تو نيزکمکم کن که واله و مجنون گردم.

 

خدایا می خواهم توخدایم باشی نه دنیا،که

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت 14:0 توسط : شب شکن
سختی

چه قدر سخته که گل آرزوهاتو توی باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من!باغچه نو مبارک... ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت 13:51 توسط : شب شکن
خریدن دل

گفتمش: دل میخری؟    پرسید چند؟

گفتمش: دل مال تو   تنها بخند

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دل جا مانده بود

پ.ن:یک فنجان عشق میخواهم،گرم و شیرین باشه لطفا.

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت 13:49 توسط : شب شکن