تبليغاتX
وبلاگی برای خوبان
پروردگارا ، به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغییردهم ،دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم تغيير دهم، بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم، مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنيا ومردم آن مطابق ميل من رفتار کنند
وبلاگی برای خوبان
.ساعت وقت تنهايي رونشون ميده ولي تنهايي باخدامعني نميده.ساعت توبرو من هستم تا هميشه

به کلبه کوچک ما خوش آمدید

مصاحبه‏ی چلچراغ با حجت الاسلام حسنی، امام جمعه‏ی ارومیه.

حتماً تا انتها بخوانید، ضرر نخواهید کرد ...
 «آقاجون چرا ريشت را زده‏اي؟ احتمالاً حاج آقا به خاطر اين که ريش و سبيلت را با تيغ زدي، مصاحبه نکنه! حالا بيا تو خونه ببينم چي مي‏شه. اگر حاجي به ريشت گير داد عذرخواهي کن و بحث نکن، حالا خوبه عکاستون ته ريش داره...!!»
اينها را يکي از محافظان حجت الاسلام غلامرضا حسني امام جمعه مشهور اروميه هنگامي که براي انجام اين مصاحبه به منزلش در اروميه رفته بوديم، مي‏گويد. حسني در ميان ساير روحانيون به خاطر خطبه‏هاي آتشين، صريح و بي‏پرده‏اش به چهره‏اي مشهور در کشور تبديل شده است.
نود دقيقه گفت‏وگو به زبان شيرين آذري درباره‏ی موضوعات مختلفي همچون مبارزاتش در قبل از انقلاب، اعدام پسرش در اوايل انقلاب، مطبوعات، آزادي و...
 
حاج آقا! شما قبل از انقلاب جزو اولين افرادي بوديد که جنگ مسلحانه عليه رژيم شاه را آغاز کرديد و به همين خاطر به چهره‏اي شاخص در آذربايجان غربي تبديل شديد، اما پس از دوم خرداد 76 خطبه‏هايتان در نماز جمعه اروميه چهره‏اي مشهور از شما به وجود آورد. فکر مي‏کنيد چه عاملي باعث شد تا به اين شهرت برسيد؟
خداوند در قرآن مي‏فرمايد «ان تنصرالله ينصر کم و يثبت اقدامکم». يعني اگر شما به دين خدا بدون ريا کمک کنيد خداوند نيز شما را در دين ثابت‏قدم مي‏کند. اين اعتقاد قلبي من است و تا روز مرگ از من جدا نخواهد شد. البته اين اعتقاد به اختيار خودم نيست بلکه از عالم ملکوت نصيب بنده کذايي شده است. آقاي خاتمي دوبار به آذربايجان غربي آمدند و هر دو بار من به استقبالش نرفتم که اين کار من هم دليل داشت و آن زمان در خطبه‏ها هم گفتم و روزنامه‏ها نيز نوشتند. خطبه‏هاي نماز جمعه و حرف‏هايم را در دو جلد کتاب منتشر کردند که به چاپ هشتم هم رسيد. البته يک سوم نوشته‏هاي اين کتاب حرف‏هاي من است و بقيه را نمي‏دانم از کجا درآورده‏اند و نوشته‏اند. علت اصلي اينکه به استقبال خاتمي نرفتم اين بود که ايشان فقط از آزادي حرف مي‏زد. آزادي مورد نظر اين آقايان را شاه نيز مي‏گفت، امام هم از آزادي مي‏گفت. منظور امام هم از آزادي، رهايي از قيد طاغوت بود که خوشبختانه به اين آزادي معنوي رسيديم، الان که جمهوري اسلامي برقرار شده من نمي‏فهمم چرا خاتمي اين قدر از آزادي دم مي‏زند. برخي مي‏گويند خاتمي 20 ميليون راي آورد اما من مي‏گويم اگر حتي صد ميليون راي نيز مي‏آورد... هيچ ارزشي نداشت. اگر منظور خاتمي از آزادي همان چيزي است که مورد نظر امام خميني بود که به آن رسيده‏ايم و ديگر لزومي ندارد بگوييم آزادي مي‏خواهيم، منظور اينها از آزادي همان چيزي است که مورد نظر شاه بود. من همه اينها را مي‏گفتم اما روزنامه‏ها تحريف مي‏کردند و حقايق را نمي‏گفتند. بشکند قلم‏هايي که اين حرف‏ها را نمي‏نوشت... من در خطبه‏ها گفتم که اگر خاتمي وزير ارشاد را عزل نکند به استقبالش نمي‏روم. خاتمي عزل نکرد من هم نرفتم، حرف مرد يکي است.
تعريف شما از آزادي چيست؟
نتيجه آزادي که هشت سال در دوران خاتمي گفته شد، اين بود که الان خانم‏ها با اين وضع به خيابان ها مي‏آيند. آيا اين آزادي است يا هرزه‏گري. اصلاح‏طلبان همين بي‏بندوباري و هرزگي را مي‏خواستند و متاسفانه الان هم ما نمي‏توانيم جلوي اينها را بگيريم.
چرا نمي‏توانيد جلوي بي‏بندوباري را که اشاره کرديد بگيريد؟
من رئيس ستاد امر به معروف و نهي از منکر استان هستم اما اصلا از وضع موجود امر به معروف رضايت ندارم. با تذکر لساني نمي‏توان کاري از پيش برد. آنها در هرزه‏گري آزاد هستند اما ما آزادي نداريم با آنها برخورد کنيم. اگر برخورد کنيم مي‏گويند گروه فشار هستند و خشونت طلب. بسياري از زنان در حال حاضر حجاب اسلامي ندارند. در اسلام حجاب تعريف خاصي دارد. برخي‏ها فکر مي‏کنند با گفتن آزادي مي‏توانند هرزگي و بي‏بند و باري را مجددا به ايران بياورند که متاسفانه اين طور هم شد. برخي مردان هم مثل خود شما ريش‏شان را مي‏زنند. کساني که ريش خود را مي‏زنند از يزيديان هستند، شاه هم ريشش را با تيغ مي‏زد.
از روزنامه‏ها به خاطر سانسور حرف‏هايتان شکايت نکرده‏ايد؟
شکايت کردن چه فايده‏اي دارد. روزنامه‏نگارها بالاخره بايد صفحات روزنامه را پر کنند. راديو و تلويزيون هم همين طور است. صداوسيما هم بسياري از حرف‏هاي من را سانسور مي‏کند. مي‏دانم که شما هم اين حرفم را سانسور مي‏کنيد.
 
 
ادامه اینو حتما بخونید
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در شنبه 25 فروردین1386 ساعت 18:48 توسط : شب شکن
بشر کیست ؟

 یا بهتر است اول بگویم چرا بسیاری میخواهند بشر باقی بمانند ؟!!! نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد کار کردن فقط استفاده فیزیکی از بدن نیست . پشتوانه یک کار درست : ذهنی فعال ، اندیشه ای پیشرو ، بررسی مسائل و وقایع ، کسب نتیجه درست و نهایتا" اقدام است . انیشیدن نیز فقط این نیست که بگوئیم چرا ؟ بلکه پیشرفت و تکامل زمانی صورت میگیرد که بدنبال هر چرائی ، یک یا چند چون قرار دهیم که حاصل از تحقیق و تفحص در احوال و شرایط زمانی و مکانی ای است که در آن زیست میکنیم . می اندیشید کار ساده ایست ؟ خیر . به هیچ وجه . اگر به اندیشیدن و بدنبال چون ها برای چراهای خود رفتن عادت نداشته باشیم ، کاریست بسیار سخت . به همین دلیل است که بشر ، بدنبال این سختی ها نمیرود و به همین دلیل است که آدمیان بسیار اندکند و انسان کم پیدا . ورزشکاران موفق را ببینید . در اطراف خود چند نفر را میشناسید که موفقیتی در یک رشته ورزشی بدست آورده باشند ؟ آیا این موفقیت غیر از قبول سختی ها و تمرین های بسیار ، ممارست در آماده سازی بدنی و تحقیق و تفحص در بهتر کردن شرایط خود بوده ؟ دانشمندان محقق و پیشرو را ببینید . چند نفر از این افراد را میشناسید که بیشتر زمان خود را به بیکاری و بیعاری گذرانده باشند ؟ چگونه شد که به این مقام دست پیدا کردند ؟ با پشتکاری بس ارزنده در زمینه ایجاد زمینه ای برای اندیشه درست ، کردار سالم و گفتار پسندیده . آیا نمی اندیشید که این مهم بدست نمی آید مگر از راه سختی کشیدن در بدست آوردن آگاهی و دانش و در پایان شناخت کامل از آنچه که در آن قدم میگذارید ؟ بیائید از برخی واقعیات بگوئیم تا با حقایقی آشنا بشویم .بیائید با هم از راستیها به درستی ها برسیم . به اطراف خود بنگرید . از خود گرفته تا خانواده ، دوستان ، هم محلی ها ، هم شهریها ، هم وطنان و کل بشر : چند ساعت از بیست و چهار ساعت شبانه روز را میخوابید ؟ به نظر دانشمندان ، بشر میبایست برای دوباره بدست آوردن نیروی خود ، بین 6 تا 8 ساعت از شبانه روز را استراحت کند . درست خوابیدن بخش کوچکی از این زمان را در بر میگیرد . اما میبینیم که بیشتر مردم زمان بیشتری را در خواب بسر میبرند . حال فرض کنیم که مجموع استراحت و خواب ما در مسیر هر شبانه روز ، هشت ساعت باشد . یعنی یک سوم طول عمر را در خوابیم . و اگر قرار باشد که شصت سال عمر کنیم ، بیست سال را به راحتی در خواب بسر برده ایم . از باقیمانده زمان نیز ، با کمی اندیشه در مییابیم که یک سوم را نیز به بیعاری و بطالت گذرانده ایم و یک سوم پایانی را نیز برای امرار معاش و زنده بودن کار کرده ایم . آیا این است معنی زندگی برای ما ؟ اما برای بشر همین است . چرا ؟ چون اندیشیدن برای بهتر زیستن کاریست دشوار برای ذهنی که عادت به چون و چرا ندارد . قبول عادت در تمرین اندیشه و بررسی ونتیجه گیری ( چون و چرا کردن مدام ) برای نوع بشر سخت است . اما زمانی که در آن قدم گذاشت و بدان عادت کرد ، زیبائیهای پیش روی او چنان قدرتی به وی میبخشد که صورت کدر و اخم الود بشر کم کم به چهره روشن و بشاش آدمی تبدیل میشود . ای کاش میشد به سرعت به تصویر نورانی و آرامش بخش انسانی نیز دست یافت . بشر ، بواسطه اندیشه ای که هرچند نا پخته و خام و بسیار کم از مغز او میگذرد ، قادر به تشخیص سختی راه مقابل خود بوده و در آغاز خود را آماده میکند تا از آن سختی ها فرار کرده و در مقابل آدمیانی ، هرچند اندک اما قدرتمند ، که در مقابل او می ایستند به مقابله بایستد . در این راه ، خواسته یا ناخواسته از ابزارهایی استفاده میکند که میتوان از طریق آنها ، نوع بشر را از آدمی جدا و شناسایی نمود . در ادامه به این ابزارهای رفتاری خواهم پرداخت تا بشر را بهتر بشناسیم و اگر بخشی از این رفتارها را در خود سراغ میکنیم ، در پی رفع آنها برآئیم . ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در شنبه 25 فروردین1386 ساعت 18:28 توسط : شب شکن
حضرت عیسی

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در جمعه 17 فروردین1386 ساعت 2:13 توسط : شب شکن
یه کار توپ

ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در جمعه 17 فروردین1386 ساعت 1:59 توسط : شب شکن
روش هایی براي خوشحال تر زيستن

 خـوشحالي يك وضعيت خاص ذهـنـي اسـت. هـر فـردي در زنـدگي خـود روزهـايي را تجربه نموده كه برايش خوشايند نبوده است. اما ناخرسندي مزمن ميتواند سلامتي، شغل و روابط شما را تحت تاثير قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات پزشكي يا افسردگي هاي بلندمـدت كه نيازمند تجويزهاي طبي و مساعدت حرفه اي مي باشند، ميتوانـيـد مـيزان  خوشحالي خود را كنترل نماييد.
 بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنـيــد تا احساس و ظاهر بهتري بدست آوريد. دراين قسمت نكته هاي وجود دارند كه شمارا در اين كار ياري مي نمايند:
 خوش بين باشيد
بـه زنـدگي با ديـدي مثـبـت نگـاه كـنـيد تـا خـود را بـه دليل احساس انرژي و خوشحالي بسيار زيادي كـه نصيبتان خواهـد شد، متعجب سازيد. بـه ياد داشته باشيد كه افراد شاد و مثبت بيشتر مي توانند ديگران را مجذوب خود كنند.
 ديد وسيعي داشته باشيد
اجازه ندهيد مسائل كوچك شما را آشفته نمايـد. بـراي رسيـدن بـه هـدف خـود پـايدار و مـقاوم باشيد، خـواه آن هـدف رياست، پرداخت رهن و يا يك ازدواج طولاني مدت باشد. در ايـن راه بـا موانـعي مواجه خواهيد شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندي بخاطر مسائل كم اهميت دوري نماييد.
 سپاسگزار باشيد
از ديگران قدرداني كنيد. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدليل موفقيت در انـجـام كـارش بـه او تـبريك بـگوييد. بـه خدمتكاري كه صبحانه شما را برايتان مي آورد كـلمـه اي محـبت آميـز بيان كنيد. به شخص درمانده اي كـه در خـيـابان از مـقـابـلـش رد ميشويد، چند سكه كمك نموده و از اينكه زندگي مسرت بخشي داريد شكرگزار باشيد.
 از زندگي لذت ببريد
به كارهايي مبادرت نماييد كه از انجام دادن آنها لذت ميبريد: اتومبيلتان را بـشوييـد، بـه برخي تعميرات جزئي در منزل بپردازيد، تلويزيون تماشا كنـيـد، خريد برويد. براي خود يك اولويت قائل شده و آنچه را كه دوست داريد انجام دهيد.
 از جسم خود مراقبت نماييد
خوب بخوريد و ورزش كنيد. به باشگاه رفته و كمي بدويد يـا در يـك بازي ورزشي شركت كنيد. هـمراهي نمودن يـك تـيم به عنـوان يـك عضـو و بيرون رفتن با هم تيمي ها بعد از بازي، براي جسم و فكر شما مفيد خواهد بود.
 برنامه هاي خود را تغيير دهيد
برنامه هاي روزانه خود را عوض نموده تا انرژي جـديدي پيدا كنيد. مرز مشخصي بين كار و تـفريح ايـجاد نـماييد. بـراي فـعاليتهاي ســرگرم كننده و يا تفكر در محيطي آرام از خانه خارج شويد.
 با مردم در تماس باشيد
آيا بخاطر مي آوريد زمانـي كـه يك دوست قديمي بطور غير منتظره با شما تماس گرفت چه احساسي داشتيد؟ براي يكي از آشنايان ايميلي ارسال نمـوده يا با افراد فاميل و يا دوستان قديمي خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شويد.
 خلاق باشيد
روزنه اي براي انرژي خلاق خود بيابيد. اين ممكن است شـامـل كـاردسـتـي، باز سازي، نقاشي، ترسيم كاريكاتور، نويسندگي و يا حتي باغداري باشد. مهم نيست كه چــقدر مشغله داشته باشيد و يا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بي حالي مي كـنـيـد، اگـر زمـاني را براي انـجـام فـعـاليت هاي خلاق اختصاص دهيد، احساسي شادتر و سالم تر خواهيد نمود.
 براي خود همدمي پيدا كنيد
تقسيم نمـودن تجربيات با كسي كه به او عشق مي ورزيد، خوشحالي شما را افزايش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنيت، رضايت و شادماني در شما مي گردد. روابط جنسي مشروع نيز ميتواند بـراي ذهـن و جسم شما اثرات بسيار مفيدي داشته باشد.
 با كسي صحبت نماييد
يكي از دوستان خود را براي هم صحبتي و بيان احساسات و عقايد خود انتـخـاب كـنيد. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وي بـه حـرفهايـتـان گوش مي دهد چرا كه مي داند شما نيز همين كار را برايش انجام خواهيد داد.
 تخيل كنيد
آرزوها و بلند پـروازي هاي خود را يادداشت نموده و به تدريج آنها را واقعيت بخشيد آنگاه هميشه چـيزهايي بـراي انــتظار كشيدن، و جايي براي متمركز كردن انرژي خود خواهيد داشت.
 بخشنده باشيد
شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه كسـي ( يـا خودتان ) را بخاطر چيزي كه اتفاق افتاده و يا گفتـه شـده مـورد بـخشايـش قـرار دهــيد. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذيرفته و فراموش كنيد. بدانيد كه نميـتوانيد زمان را بـه عـقب برگردانيد. شادماني خود را با از ياد بردن نوميدي ها و شكستهاي گذشته دوباره بدست آوريد.
 نگران نباشيد، خوشحال باشيد
در دنـياي واقعي نمي توانيم از ديگران انتظار داشته باشيم تا براي ما شادمانـي ايـجـاد كنند. خوشحالي حالتي از ذهن است كه كاملا ميتواند تحت كنترل شما باشد.
 محيط پيرامون خود را به گونه اي مهيا سازيد كه فرصتـهايـي بـراي شناختن و لذت بردن از جنبه هاي مثبت و خوشايند زندگي را فراهم آورد. براي شاد بودن تلاش كنيد
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در جمعه 17 فروردین1386 ساعت 1:50 توسط : شب شکن
اثر شفابخش موسيقي

 همه ی ما به خوبی می دانیم که موسیقی بر روی وضع روانی و حالت روحی ما تاثیر می گذارد. برخی از موزیک ها زودگذر هستند و اگر به گوش ما بخورند و آنها را دوست نداشته باشیم، ممکن است اذیت شویم. از سوی دیگر موسیقی که به آن علاقه داشته باشیم و با گوش دادن به آن احساس آرامش کرده و انرژی بگیریم در ما احساس خوبی ایجاد می کند. البته همه امور بستگی به ضرب آهنگ موزیک دارد.
 محققان از این مطلب در تحقیقات خود استفاده کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که گوش دادن به موسیقی خوب، سلامت افراد را ارتقا می بخشد. موسیقی امواج مغزی را تحریک می کند. ضرب آهنگ تند باعث ایجاد هشیاری و بحالت آماده باش در آمدن ذهن می شود. موزیک آرام هم ذهن را آرام نموده و آنرا ریلکس می کند. همچنین بر روی عملکر خودکار سیستم عصبی تاثیر می گذارد، تنفس را آرام می کند، ضربان قلب را پایین می آورد و بدن را در حالت آرامش کامل نگه می دارد. زمانیکه ذهن و جسم احساس آرامش کنند، استرس و افسردگی تا حد زیادی کاهش پیدا می کنند.
 به دلیل اثرات مثبتی که موسیقی در بردارد، امروزه از آن به عنوان درمان برخی از بیماری ها استفاده می شود. این روزها در برخی از بیمارستان ها از موسیقی درمانی برای ایجاد آرامش در بیماران، تسریع روند درمان، و نهایتاً کاهش درد بهره میگیرند؛ همچنین برای افرادی که به دلیل بستری شدن زیاد در بیمارستان دچار افسردگی شده اند نیز کاربرد دارد. کودکانی که با مشکل کمبود حافظه نیز مواجه هستند به وسیله موسیقی می توانند این توانایی خود را ارتقا بخشند.
 ذهن و جسم آرام یکی از ملزومات ایجاد زیبایی و سلامت در افراد به شمار می رود. حتماً نباید بیمار باشیم تا از تاثیرات مثبت موسیقی برخوردار شویم، بلکه افراد سالم نیز می توانند از مزایای آن بهرمند شوند.
 اما چگونه می توان از اثرات شفا بخش موسیقی در زندگی شخصی استفاده کرد؟ فقط کافی است گوش دادن به موسیقی را در برنامه روزنه خود بگنجانیم؛ کاری که شاید تعداد زیادی از شما آنرا انجام می دهید.
 روز خود را با یک آهنگ تند شروع کنید تا به طور کامل هشیاری خود را بدست آورید و برای انجام کارهای روزانه آماده شوید. گوش دادن به موسیقی در هنگام صبح توانایی ما برای مواجه شدن با استرس در طول روز را افزایش می دهد.
 در مسیر رفتن به محل کار نیز می توانید موزیک مورد علاقه خود را که مخصوص به خواننده خاصی است در اتومبیل گوش کنید. همچنین می توانید از mp3 player استفاده کنید و آهنگ های مورد علاقه تان را اجرا کنید. این کار هم تحمل وضعیت خیابانها و ترافیک را برایتان ساده تر می کند و هم ذهنتان را برای انجام امور شغلی آماده می کند.
در حین انجام کارهای روزانه، هم می توانید به آهنگ هایی گوش دهید که تمرکزتان را افزایش می دهند و هم آهنگ هایی که ریتم تندی دارند و سطح انرژیتان را بالا نگه میدارند. البته این امر بستگی به نوع فعالیتی دارد که می خواهید انجام دهید. با این روش کاری که باید به پایان برسانید دیگر برایتان حالت یک وظیفه را نخواهد داشت و بیشتر شبیه فعالیتی می شود که برای سرگرمی و لذت بردن آنرا انجام می دهد، و این امکان وجود دارد که پس از مدتی بیش از پیش به کار خود علاقمند شوید.
 محققان معتقدند که در هنگام صرف غذا، گوش دادن به موسیقی آرام بخش (به ویژه آهنگ های کلاسیک) سبب می شود تا دستگاه گوارش کار خود را بهتر انجام دهد. اعتقاد بر این است که موسقی میزان کورتیزل ( هورمون ایجاد استرس) را در خون تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد. این امر باعث ایجاد آرامش در بدن شده و جذب مواد مغذی بدن را افزایش می دهد. از دیگر مزایای آن نیز می توان به لذت بردن از صرف غذا اشاره کرد.
 در آخر باید اشاره داشت که شنیدن موسیقی در هنگام خواب می تواند شما را در آرامش کامل فرو برد. گاهی اوقات در طول روز آنقدر با استرس و اضطراب مواجه میشویم که از شدت خستگی نمی توانیم بخوابیم و برای مدت ها فقط در تختخواب غلط می زنیم. آهنگ های آرام می توانند خستگی و استرس را از تن شما دور کرده و روند به خواب رفتن را تسهیل نمایند.
 موزیک، اکسیر شفابخش ذهن، جسم، و روح است. برای حفظ زیبایی، نیازمند ذهن و جسمی آرام، و رها از هر گونه استرس هستید. اجازه دهید که اثر شفا بخش موسیقی قدرتی که ذهن و بدنتان به آن نیاز دارد را به آنها هدیه کند.
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در سه شنبه 14 فروردین1386 ساعت 17:10 توسط : شب شکن
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش می داری.
و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی، بهتر است بالاتر را نگاه نکنی. زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند.
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی کنی، تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی.
 
اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی، خدا با تو سختگیرتر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی. زیرا خدا از عشق های پاک وعمیق و ناب و زیبا نمی گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند.
پشت سر هر معشوقی، خدا ایستاده است و هر گامی که تو در عشق برمی داری، خدا هم گامی در غیرت برمی دارد. تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر.
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان، خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد و معشوقت را درهم می کوبد؛ معشوقت، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد. خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او، چیزی فاصله بیندازد.
معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است. ناامیدی از اینجا و آنجا، ناامیدی از این کس و آن کس. ناامیدی از این چیز و آن چیز.
تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست. و برآنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای.
اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت، حتی قطره ای هم هدر نرفته است. خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است.
خدا به تو می گوید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟ تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که این همه عشق ورزیده ای. پس به پاس این، قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند.
*
فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر. تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر.
راستی اما چه زیباست و چه باشکوه و چه شورانگیز، که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در سه شنبه 14 فروردین1386 ساعت 16:56 توسط : شب شکن
خداوند یاری نماید

انسانهاي بزرگ به آرمانهايشان مي انديشند
آدمهاي معمولي به آرزوهايشان فکر مي کنند
افراد حقير مردم را مي پايند
 
 ************ ****
کسي که چيزي براي ارائه در چنته وجود داشته باشد ؛
به توهين و تحقير ديگران مشغول نمي شود !!!
فيلم 300 بیانگر احساس حقارت عميق غربیان با تاريخی اندک ،
در قبال فرهنگ و تاريخ چند هزار ساله ايران زمين است .
عقده چندین ساله اي که از شکستهی پیاپی، کوچک سربازان رومي در مقابل، دلاور دليران ايراني ناشی می شود و  اکنون سرگشوده است .........
***بياييد بیندیشیم ... که چگونه شد ... که کسي به خود اجازه داد چنين فيلمي درباره سرزمين کوروش کبير بسازد و داريوش شاه و بانو آتوسا را به سخره گيرد و پهلوان سربازان ايراني را خوار شمارد ...
 چرا ، چنین شد ؟؟؟
  ************ ****
وقتی هویت را
درنام می جویند
هر بی نشان ناچار
صد یاوه می گوید
چیزی که در صلح است
از جنگ می خواهند
قدرت اصالت نیست
فرهنگ می خواهد
علیرضا عصار
************ *****
 آیا می توانیم امیدوار باشیم که این فیلم آغازی برای شروعی جنگی دوباره نباشد ... !!!
*******خداوند یاری نماید .
 نظر شما چیست ؟
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در سه شنبه 14 فروردین1386 ساعت 16:48 توسط : شب شکن
عجب هارد دیسکیه

اين يک هارد ديسکه در سال 1956 !!
حجم و اندازه يک حافظه 5 مگابايتي در سال 1956!
در سپتامبر 1956 شرکت IBM کامپيوتر RAMAC 305 رو راه اندازي کرد،
اولين کامپيوتر با هاردديسک (HDD).
اين هاردديسک بيش از يک تن وزن داشت و 5 مگابايت داده را ذخيره مي کرد.
بياين قدر حافظه قابل حمل 200 گيگابايتمون رو بدونيم!
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در سه شنبه 14 فروردین1386 ساعت 16:40 توسط : شب شکن
اگه می خونی تا اخرشو بخون

 مادر من فقط يك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون هميشه مايه خجالت من بود اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا مي پخت يك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره خيلي خجالت كشيدم . آخه اون چطور تونست اين كار رو بامن بكنه ؟ به روي خودم نياوردم ، فقط با تنفر بهش يه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم روز بعد يكي از همكلاسي ها منو مسخره كرد و گفت ايي يي يي .. مامان تو فقط يك چشم داره فقط دلم ميخواست يك جوري خودم رو گم و گور كنم . كاش زمين دهن وا ميكرد و منو .. كاش مادرم يه جوري گم و گور ميشد... روز بعد بهش گفتم اگه واقعا ميخواي منو بخندوني و خوشحال كني چرا نميميري ؟ اون هيچ جوابي نداد.... حتي يك لحظه هم راجع به حرفي كه زدم فكر نكردم ، چون خيلي عصباني بودم . احساسات اون براي من هيچ اهميتي نداشت دلم ميخواست از اون خونه برم و ديگه هيچ كاري با اون نداسته باشم سخت درس خوندم و موفق شدم براي ادامه تحصيل به سنگاپور برم اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خريدم ، زن و بچه و زندگي... از زندگي ، بچه ها و آسايشي كه داشتم خوشحال بودم تا اينكه يه روز مادرم اومد به ديدن من اون سالها منو نديده بود و همينطور نوه ها شو وقتي ايستاده بود دم در بچه ها به اون خنديدند و من سرش داد كشيدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بياد اينجا ، اونم بي خبر سرش داد زدم “: چطور جرات كردي بياي به خونه من و بجه ها رو بترسوني؟!” گم شو از اينجا! همين حالا اون به آرامي جواب داد : “ اوه خيلي معذرت ميخوام مثل اينكه آدرس رو عوضي اومدم “ و بعد فورا رفت واز نظر ناپديد شد . يك روز يك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور براي شركت درجشن تجديد ديدار دانش آموزان مدرسه ولي من به همسرم به دروغ گفتم كه به يك سفر كاري ميرم . بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قديمي خودمون ؛ البته فقط از روي كنجكاوي . همسايه ها گفتن كه اون مرده ولي من حتي يك قطره اشك هم نريختم اونا يك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه بدن به من اي عزيزترين پسر من ، من هميشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ، خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم داري ميآي اينجا ولي من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بيام تورو ببينم وقتي داشتي بزرگ ميشدي از اينكه دائم باعث خجالت تو شدم خيلي متاسفم آخه ميدوني ... وقتي تو خيلي كوچيك بودي تو يه تصادف يك چشمت رو از دست دادي به عنوان يك مادر نمييتونستم تحمل كنم و ببينم كه تو داري بزرگ ميشي با يك چشم بنابراين مال خودم رو دادم به تو براي من اقتخار بود كه پسرم ميتونست با اون چشم به جاي من دنياي جديد رو بطور كامل ببينه .با همه عشق و علاقه من به تو مادرت. ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد

نوشته شده در جمعه 10 فروردین1386 ساعت 15:6 توسط : شب شکن