مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در ميان گذاشت.
دکتر گفت براى اين که بتوانى دقيقتر به من بگويى که ميزان ناشنوايى همسرت چقدر است آزمايش سادهاى وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله ٤ مترى او بايست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنيد همين کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد.»
آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است بگذار امتحان کنم.سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟جوابى نشنيد. بعد بلند شد و يک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزمشام چى داريم؟ باز هم پاسخى نيامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقريباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟باز هم جوابى نشنيد. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نيامد.
اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمين بار مىگويم: خوراک مرغ! نتيجه اخلاقى مشکل ممکن است آنطور که ما هميشه فکر مىکنيم در ديگران نباشد و عمدتاً در خود ما باشد.
ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيدنوشته شده در چهارشنبه 18 مهر1386 ساعت 23:34 توسط : شب شکن
آثاري در اين جشن هنوز به چشم مي خورد كه نشان مي دهد اين عيد مبدا و آغاز سال بوده است.
اين عيد به يادگار روزي است كه آفرينش جهان رخ داده و به ياد وقايعي كه در تاريخ داستاني مذكور وضع شده بود.
در باور ابوريحان ، روز بيست و يكم كه "رام روز" نام دارد ، مهرگان بزرگ است علت برپاداشتن اين عيد پيروزي "فريدون" بر "ضحاك" است كه از اول مهرگان تا 30روز تمام جشن ها برپا ميشده است در اين مدت هرگروه 5 روز عيد داشت و چون ايرانيان معتقد بودند كه در روز مهرگان خورشيد در جهان آشكار شد؛ شاه نيز در اين روز تاجي كه صورت آفتاب برخود داشت بر سر مينهاد و در مراسم شركت ميجست.
مهرگان خردك يا جشن مهرگان كوچك روز شانزده مهر بود كه ضمن جشن هاي سي روزه مهرگان بزرگ مراسم آن انجام ميافت. در اين روز هنگام طلوع آفتاب يكي از سپاهيان در حياط قصر سلطنتي ايستاده و فرياد ميزد :
" اي فرشتگان به عالم فرود آييد و شیاطين و بدكاران را از دنيا برانيد."
تبري، تاريخ نگار نامور در مورد تاريخچه جشن مهرگان مينويسد:
گويند روزي كه در آن فريدون بر ضحاك غالب آمد روز مهر از ماه مهر بود . چون دفع بلاي ضحاك رويداد بزرگي بود "شانزدهمين روزماه " مردم اين روز را عيد گرفتند و مهرگانش ناميدند . در اين روز اردشير بابكان ديهيم خورشيد پيكر را بر سر نهاد و پادشاهان باستان نيز در اين روز براي خود پيره (وليعهد) برميگزيدند.
در اين جشن خوردن انار و بوييدن گلاب را اسباب رهايي از بدبختي ميدانسته اند!
براي جشن هاي مهرگان ترانه هاي ويژه ايي وجود داشته كه آْنها را ترانه هاي مهرگاني ميخوانند.
جشن مهرگان هم اكنون در روز 16 مهرماه هر سال از سوي ايرانيان برگزار مي گردد ولي افسوس كه نفوذ آن در گروه هاي گوناگون همانند جشن نوروز پايدار نمانده است.
زرتشتيان در حال حاضر از روز مهر كه شانزدهمين روز مهر ميباشد به مدت شش روز جشن ميگيرند سه روز مهر(دوستي) ؛ سروش(فرمانبرداري) و رشن(دادگري) را مهرگان بزرگ و سه روز بعدي يعني فروردين (نيروي پيشرفت) ؛ ورهرام(پيروزي) و رام (رامش و شادماني) را مهرگان كوچك مي نامند.
نوشته شده در یکشنبه 15 مهر1386 ساعت 21:36 توسط : آسمان
دفتر نهاد ریاست جمهوری طی بیانیه ای جناب آقای دکتر احمدی نزاد را سقراط زمانه معرفی نمود. حال اینکه طی مصاحبه ای که ایشان با اخبار سراسری داشتند در پاسخ به مجری که پرسیدند : آیا شما درصدد استفاده از نخبگان و دانشمندان درامور کشورهستید؟ پاسخ دادند در حال حاضر نیز این کار در حال انجام است مثلا خود بنده به عنوان دکتر این مملکت جزئی از همین نوابغ و دانشمندان هستم که مشغول به کار می باشم.و در جایی دیگرفرمودند : من مهندس هستم و قادر به حل معادلات پیچیده کشور می باشم. ادامه مطلب را در صفحه جديد بخوانيد
نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386 ساعت 15:39 توسط : آسمان
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين
مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و..
اجي مجي لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين،
خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي
و آقا 92 ساله
نوشته شده در دوشنبه 2 مهر1386 ساعت 23:58 توسط : آسمان

